X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد

یورو و دلار paypal

پرستاری 89 علوم پزشکی جیرفت - ویلـــــــــــــــچر ...(طنز)


رالف هاچکیس مهندسی بود ک (دستش درد نکنه) ب کمک همکارانش موفق ب طراحی و ساخت ویلچر شد و با این ابداع جدید تونست 20 میلیون معلول در سراسر جهان خوشحال کنه !!

اما بقیه داستان که مهمتر هست رو در ادامه مطلب ببینید ...

اما ... اما ... این اختراع همه رو خوشحال نکرد (لااقل من ک نشد) !! ی عده بودن ک در ب در دنبال این رالفه بودن تا پوستشو کاه کنن و یا چوب تو پاچش فرو کنن ... (عجب آدمایی گیر میان).

خب اما شاید براتون سوال باشه این آدما ک دنبال رالف قصه ما بودن کیا هستن؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

یکیش ک خودمم ...


.
.
.
.
.
یکیش این یارو

http://rahafun.ir/wp-content/uploads/2012/12/644.jpg

.
اما آدمای مهم تری هم بودن ک تشنه ب خون رالف بودن با این اختراعش

یکی از اینا روئسای کارخونه چوبای زیر بغل بودن ک ورشکسته شدن




ولی اشخاص مهم تری هم بودن ک باعث شد دلشون بشکنه

اونا کسی نبودن جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

جز ...

این دو نفر !!




اووووو ببخشین اشتباه شد

این دوتا رو میگفتم



تازه ژ.3 هم دارن



تازه رسیدیم اصل مطلب :

خب منظورم پدر مادرا بود دیگه ؛ البته ن همشون اون پیر میراشون ک فنراشون شل شده بود و شبیه کمون شده بودن همونایی ک نمیتونستن روی پای خودشون وایستن و مهتاج این بودن ک فرزندانشون اونا رو بغل کنه ...

اما این فرزندان نمک نشناس ب جای اینکه اونا رو بغل کنن ی روی کولشون بذارن اونا رو روی ویلچر گذاشتن یا بدتر اونا رو ب خانه سالمندا فرستادن ...



و این چرخه هی تکرار شد و هی تکرار شد ...

و الان من منتظرم ک نوبتم بشه


در پایان بایس تشکر کنم از همایتاتون ک بهم انگیزه میدین تا هر روز خزعولاتمو انتشار بدم

با آرزوی بهترینا واسه مامان بابای خوبمون ک هر وقت خواستیمشون نبودن ؛ احسان

ویرایش شده : توسط سجاد !! خخخخخ



تاريخ : 1392/7/26 | 15:37 | نویسنده : سجاد شیخ پور |