نشسته ام کنج خونه
هی میگیرم بهونه
ک ای بابا مامان جون
نباید باشه این وضع مون
تکون خورین بجنبین
کاری کنین بجنبین
الان شدم دل زده
سانازمون کپک زده
ببخش ننه قاع زدم (گلایه کردن)
ببخش بابا داد زدم
آخه منم دل دارم
نمک و فلفل دارم
شوهر میخوام خدایا
مردم ای دست ننه باوا
ی رفتگر ی کارگر ی لولی
ی شوهر گوگولی مگولی
هر کوفتی و هر زهره ماری
تا کی کنم من ، گریه و زاری
بلوند بودم ی روزی
هلو نگو ی حوری
چادر سیاه چارقد زری
عاشقم بود ی خاک بر سری
چ شرمی داشت عجب حیایی
منو میبرد هر عصر شانار تنهایی
بگو بخند بود کارمون
عشق بازی بود ، یارمون
خلاصه ؛ بودیم در تماس
من و مژگان و سحر با دادعباس
وقتی اینو فهمیدیم
ک بچه شو با الناز(زنش) دیدیم
دماغ باریک ابرو کمون بابائی
گمون کنم بودش ی مامائی
لعنت ب این شانش ب این بخت بدم
ک حسرتش هنوز مونده رو دلم
وقتی اینو همه فهمیدن
یکی یکی دوتا دوتا پریدن
ترم صفری ک اومد ب بازار
ترم بالایی ها هستند پیرزال
الان شدم افسرده
ننه بابام ک مرده (ب فکر من نیستن)
حالا بگین چیکار کنم
کدوم بدبختیو شکار کنم
آرزومه ، خانم واسه ی بار
پسره بگه ، هی جزوتو بیار
الان دیگه دیر شده
ترم هشتی هم پیر شده
دو روز دیگه ما میریم
ترم صفریا ، شوهر بگیرین
شوهر ، شوهره بچه ها
جیرفتیشم نوبره بچه ها
اون وقت دیگه دیر میشه
سعادت هم پیر میشه
دو ماه دیگه خورشیدیم
کپک زدیم ، ترشیدیم
ساناز و سحر با مژگان
ریخن رو هم با پژمان
باید باشیم شکر گذار
پولادو هسته دوهزار
دیگه زیادی گفتن
اینا همه (حرف) مفتن
اسفند هارو دود کنیم
پسر هارو کوت کنیم
ما ک شانس نداشتیم
واسه شوهر کم نذاشتیم
همه هستیم امید وار
احسان ، تنهامون نذار
.: Weblog Themes By Pichak :.
