روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون این
که متوجه شود از بین او و سجاده اش عبور کرد،مرد نمازش را قطع کرد
و فریاد زد:هی چرا بین و من و خدایم فاصله انداختی؟! مجنون به خود آمد و گفت:من که عاشق لیلی هستم تو را ندیدم تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه مرا دیدی؟؟؟
تاريخ : 1391/7/18 | 11:46 | نویسنده : سجاد شیخ پور |
.: Weblog Themes By Pichak :.
