تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
کسب درآمد از فروش فایل




پرستاری 89 علوم پزشکی جیرفت - من و کاظم

چنین می گفت احسان به کاظم«میرباقری تنها» گه گاه

که من آبـــرو دارم انــــــدر دانشگاه

مکن تیز و نازک ، دو ابـروی خود

دگر سیخ سیـخی مکن؛ تو مـوی  خود

 

هستی در شب امتــــــحان  گرمِ چَت

بروگــمشو ای خــاک بر آن سـرت

اس ام اس فرستادنت بس نبــــــــود

که ایمـیل و چت هم به ما رو نمـود

رهـا کن تو این دختانِ کلاســـــــــــ

که بابایشان ترا می نمــــاید طاســـ

اگر سر به سر تن به کشتن دهیـــم

دریغـــا پسر، دستِ دشــمن دهیـــم

 

چوشوهر دراین مملکت کیمــیاست

زکرمانیان زن گرفتـــــن خطـــاست

خودت را مکن ضــــایع از بهــراو

به دَرست بـــپرداز و دانش بجـــــو

 

دراین هشت ترم،ای یلِ با کـلاس

فقـط هشت واحد نمـودی تو پاس

توکزدرس ودانش، گریزان بـُدی

چرا رشــته ات را پرستاری زدی

 

من از وام های بیشمار، پول آورده ام

که هــرترم، شهـریه ات را می دهـم

من از اســــتـــادان پیــشم دلاله

ندارم بجــز اسهال و دل درد و ناله

 

چو امروزیان،وضع من توپ نیست

بُوُد دخل من هجده و خرج  بیست

به گبـض موبایلت نگـاه کرده ای

باشوی«بابا بزرگ» مرا در آورده ای

 

کنم دانلود ، بنـده با لپ لپ خویش

تو آهنگهای مرا می دهی پیش پیش

مقصّر در این راه ، الناز بود

که دور از من اینگونه ، بادامت نمود

 

چنیـن گفت کاظم، ایـــول داداش

رفتم تو کارش یواش یواش

درس و مشق مرا بی خیـال

نزن بر دل و جان من ضــد حال

 

اگرگرمِ چت یا اس ام اس شویــم

ازآن به که یک وقت سِکرت شــویم

 




تاريخ : 1391/12/8 | 18:41 | نویسنده : سجاد شیخ پور |