تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
کسب درآمد از فروش فایل




پرستاری 89 علوم پزشکی جیرفت - کلید اسرار...

توی بخش،کارآموزی کتُپ کتُپ کنان (راه رفتن با کفش پاشنه بلند) با ی مریض بدحال مواجه میشه و بیمار بخت برگشته طلب یاری و کمک میکنه!

کارآموز چشم غره ای نثار بیمار میکنه ک پشم و پتالاش (موهاش) سیخ میشه، شکمش دچار اسپاسم و صدائی گوش نواز از خودش ول میده.

بیمار کناری ک اتفاقا آسم داشته با استنشاق بوی خوشبوی نسیم شمال ک از طرف تخت کناری وزیدن میکنه دچار تاکی پنه میشه و غزل حافظ و سعدی و مولانا و ... رو میخونه.


بیمار ک مثل سگ پشیمان بود از کمک خواستنش نفرینی میکنه ک: الهی تو شاهد باش ک این چشم قلمبه با من چکار کرد،تو هم همین بلا رو بزن تو سرش.

کارآموز قه قه ای میزنه (هاهاهاهاهاهوهوهوهوهو) و ب راهش ادامه میده.

چند اتاق جلوتر میره میبینه ک دوستش داره آنژیو نصب میکنه ، دکمه  setup‏رو میزنه اما  errorمیده. کارآموز جلو میره چشاش رو چنان درشت میکنه ک بیمار زرد میکنه و رگهاش(اندازه لوله دو) باد میکنن.

دوستش ک تازه با شکل و شمایل آنژیو آشنا شده و مثل پیرزالا میلرزه و پس از کتُ کتُ کردن دست مددجو نتونست ی قطره خون در کنه عربده کنان (گریه+جیغ) کنار میکشه.

دوستش ک این وضعو میبینه بکسی (مشت محکم) ب استخوان اطلسش وارد میکنه ک پخش دیوار می شه و تا اون باشه ک دیگه جلوی همه قمپز در نکنه (گنده نیاد) ؛ خودش دست ب آنژیو میشه و ی رگ تپل مپل ور میداره و فرو میکنه...

اما سوزش عجیبی رو در کِلِنچ(انگشت)ش حس میکنه و تا فشار میده خون و چرکه ک بیرون میاد.

هوارکنان استارو صدا میزنه و کمک میخواد...

استا و بقیه پرسنل میان و بعد کلی آزمایش پازمایش نوعی عفونت بیمارستانی تشخیص میدن ک فقط در افراد با ضریب بالای پیسکی (خسیسی) در چشمشان بروز میکنه.

کارآموز یاد نفرین می افته و آهی میکشه بسی سوزناک همراه با بارش شدید باران و خطر جاری شدن سیل.

طی دو هفته براثر عفونت زیاد جز چند تکه استخوان چیزی ازش نمیمونه ...

 

بله دوستان ، این سرنوشت کسی است ک ب بیماران بی توجه شده و سعی در پیشرفت داره پس بخورید و بیاشامید اما نیدل استیک نشوید...



تاريخ : 1391/8/16 | 19:01 | نویسنده : سجاد شیخ پور |