تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
کسب درآمد از فروش فایل




پرستاری 89 علوم پزشکی جیرفت - کدام یک واقعی و کدام یک تخیلی هستند؟

 داستان اول

کار آموزی مونث صورت در بخش قدم میزند ک سوسکی جلویش را میگیرد. کارآموز سوسک را با خونسردی تمام شکار میکند. آنرا برداشته و ب استیشن برده و ی آمپول 2 بر میدارد.

حدود چند سی سی خون از سوسک خدا زده گرفته و اسم یکی از پسرای گروه رو بر آن نوشته و ب آزمایشگاه میفرستد.

سوسکه ک دیگر رمقی برایش نمانده رو در جیب مانتوی دوستش میگذارد و بسرعت متواری میشود.

 

داستان دوم

دو کارآموز مذکر در اورژانس ول میگشتن ک استاد شمسی خفتشان میکند و آن دو را کشان کشان ب بالین مریضی بدحال و سکته ای میبرد.

شکم را جلو داده و خطاب ب یکیشون ک این نگون بخت چ مرگشه؟

کارآموز ننه مرده چشم غره ای ب بیمار هدیه میکند ک جد و آباد بیمار و همراهیش جلوی چشمشان میاد و بعد میگه: ‏  GTAکرده!

شمس چشمان گرد شده و از کاسه در اومدشو جمع میکنه و میگه چی چی  Aکرده؟

دوستش ک آدم تیز و بزی بوده میگه: هیچی استاد منظورش اینه ک این بیمار پرچرک سهار بر اثر فرو رفتن در بازی GTI ‎5‏ ب CVA‏ دچار شده!

استاد ک کف از دهانش جاری شده با دستش آن را پاک کرده و میگه: کاکو مو ک اهل شیرازوم ها ، ایجوری حرف نمیزنم ها.

برو ... برو ... ای داروهای استوک رو ک میبینی ها صدبار ها ، صدبار منویسی ها دیگه کاکو کمتر نشه ها کلامون توهم میشه ها!؟

کارآموز قدری اندیشید و سالها شیفت داد.

 

قسمت سوم

تعدادی دانشجوی پسر و دختر داخل کلاسی نشسته بودن و منتظر استاد ک بیاید و برونر درس بدهد.

هر کسی کنارش یکی بود ک فک میزد و از داداشش گرفته تا رابطش با مادر شوهرش در آینده و یا از طرفش ک چطوری مخشو بزنه و ننه بابای بیچاره شو بفرسته اون سر دنیا واسه خواستگاری و هزار تا چرت و پرت دیگه ک... استاد با هیبتی وصف ناشودنی ک درکش واسه خیلیا سخته وارد کلاس شد و طبق عادت همیشگیش ب تمام پسرای کلاس با اسم کوچکشان سلام میکند.

بعد روی صندلی مخصوصش میشینه و چشم بند چشم چپشو(دزدای دریایی دارن) ب چشم چپش میبنده تا چشمش ب طرف چپ کلاس نیفته ک خدای ناکرده...

بعد مختصری خضور غیاب ، لب تابش رو از کیفش بیرون آورده و اون رو ب پروژکتور وصل میکنه.

پاور پوینت این هفته رو باز میکنه و با یاد و نام خدا درس امروزو شروع میکنه. دانشجوها سر تا پا گوش نشسته و نکات ریز و کلیدی استاد رو یاداشت کرده و در دل هزاران خیر و نیک خواهی رو روانه استاد میکنند.

بعد نیم ساعت درس تمام شده و کلاس با ناراحتی و در بعضی مواقع اشک بانوان محترم پایان میپذیره.

 

نامرده هر کسی ب اینجا برسه و حتی ی شکلک هم نظر نده...

احسان



تاريخ : 1391/8/23 | 10:11 | نویسنده : سجاد شیخ پور |