Part End
در یخچالو باز کردم هیچی نبود... کمدارو نگاه کردم در نداشتن ، خالی خالی .
از اتاق اومدم بیرون کسی رو ندیدم.تمام اتاقارو گشتم سوت و کور بودن انگار ک سال هاست اینجا کسی نبوده...
نگران شدم ترسیده بودم یخ زده بودم اینورو اونورو ک گشته بودم اما...
ب ناگه صدائی شبیه رعد و برق از طرف توالت ها بگوشم خورد.آب دهانم رو قورت داده و یواش یواش جلو میروم...
نزدیک ک شدم بوی تهفن چنان شدید بود ک مجبور شدم ی شرت از روی جا لباسی جلوی 106 بردارمو بینیمو بپوشونم.
چند ب داخل دست شوئی رفتم هیشکی نبود. طرف حموما هم نگاهی کردم اما بیدشکی هم اونجا نبود!!!؛
صدائی از طرف آشپزخونه توجهمو جلب کرد...
رفتم داخل ک (اه مای گاد) داشتم درست میدیدم... باورم نمیشد... صداش کردم: ...
مجید ... مجید ...
داری چکار میکنی؟!؛
مجید گویا شنیده و کله شو بطرف من چرخاند. وای پسر چی داشتم میدیدم...
ی والکر(زامبی)...
باورم نمیشد...
داد زدم مجید چرا؟ وای مجید چرا؟ آخه تو دیگه چرا؟ ...
ک به به انگاری ی مرغ 80 کیلوئی جلوش سبز شده و میگه بیا منو بخور...
گریزاش(آب دهان) از لب و لوچش آویزون بود صورتشو نگو ک مثل برف سال 42 جیرفت سفید شده بود،قرنیه چشماش ک اصلا معلوم نبود...
کج و کوله و دنبالم افتاد. دیدم اوضاع خیته فرار و بر قرار ترجیح دادم ولی مگه ولکنم بود...
چپ راست بالا اینور اونور... فلک سی سی(اه مای گاد) چرا ول نمیکنه منو...
خودمو ب حیاط خوابگاه ک رسوندم سیخ شدم همه بچه ها بودن اما والکر...
مجیدو رو پیچوندم و رفتم طرف حیاطی ک ماشینا توشن.یواش یواش راه افتادم و هیشکی نبود چشمم ب سرویس سبز رنگ عمو خورد ک وسط در ورودی بود...
رفتم جلو ک درش باز شد و با ترس و لرز داخل شدم و دیدم تعدادی ای مجاهدای اونور دیوار مثل لل(بچه)آدم نشسته بودن و کمی ک جلو رفتم دز بسته شد و اه شیت(لعنت)!! اینا هم والکر بودن...
دیگه راه فراری نبود.ریختن سرم و همش گازم میزدن ک چقدر درد داشت! خون همه جا داشت میپاشید و اونا دیوانه وار میکندند و میخوردن ک...
احسان احسان هی احسان هههههههههی احسان بیدار شو...
پاشو تنبل چقدر میخوابی مگه نمیخواستی بچه رو ببری ثبت نام کنی واسه کلاس اول؟!؟؛
پاشدم و نگاهی هراسناک بهش انداختم ک انگار روح باباشو دیده!
آب دهنشو قورت داد بعد پرتم کرد وسط کوچه... تا اومدم خودمو جمع کنم دیدم ک...
این بار دیگه کف ی هنگ و ی پت ریز نکردم چون ...
شفیعی بود ک از خواب بیدارم کرد و شوتم کرد بیرون.
اگه بد بود مشکل از خودتونه...
.: Weblog Themes By Pichak :.
