تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
کسب درآمد از فروش فایل




پرستاری 89 علوم پزشکی جیرفت - کاش به زمانی بر میگشتیم که بزرگترین غم زندگیمان شکستن نوک مدادمون بود

بچه ها ها یادتونه سر صف پاهامون رو 180 درجه باز می کردیم تا برای دوست جون جونیمون جا بگیریم
یادتونه تا کسی بهم....
     کور خوندین بقیش در ادامه مطلب بخونید.

بچه ها ها یادتونه سر صف پاهامون رو 180 درجه باز می کردیم تا برای دوست جون جونیمون جا بگیریم
یادتونه تا کسی بهمون فحش میداد کف دستمون رو نشون می دادیم و میگفتیم آیینه..آیینه
دزد و جلاد و سبیل آتیشی ها که جلاد می کشید یادتونه...
بستنی میهن یادتونه : مامان جون بستنیش خوشمزه تره
یادتونه با آب پیاز رو کاغذ می نوشتیم و باحرارت ظاهرش می کردیم
سیمای خانواده یادتونه که ساعت 1 پخش میشد
ساعت 14 ، اینجا تهران است صدای جمهوری اسلامی ایران....
یادتونه وقتی سر کلاس حوصله نداشتیمالکی به بهانه تراشیدن مداد بلند می شدیم و می رفتیم سر سطل آشغال گوشه کلاس با مداد بخت برگشته ور می رفتیم
یادتونه ماه رمضون وقتی کسی میگفت روزه ام می گفتیم زبونت رو در بیار ببینم
گل گل  ، گل اومد ، کدوم گل، همون که رنگارنگه، برای شاپرک ها یه خونه قشنگه
سه بار بگو کشتم شپش شپش کش شش پا را
صف های طولانی نونوایی یادته حاظرم تو صف وایسم ولی نون پونصدی نخورم
خوب و عزیزی
ایران زیبا
پاینده باشی
ای خانه ما ...
کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان رو یادتونه

یادش بخیر چقدر حرص میخوردیم وقتی روز تعطیل رسمی با جمعه تداخل داشت ؟!
دوست دارم اگه شما هم خاطره ای از گذشته دارید تو نظرات اضافی کنید.




تاريخ : 1391/7/22 | 17:42 | نویسنده : سجاد شیخ پور |