تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
کسب درآمد از فروش فایل




پرستاری 89 علوم پزشکی جیرفت - دور از وطن
شعر طنز؛ دور از ولایت

 دور از ولایت

 پَسینی دل هوای وطن کِرد

لباس غصه و اندوه به تن کِرد

همش میگم غم و غصه رو بِنداز لَرد

که این زمونه پالِنگوی من کِرد

چو قلیون قل قل و چو کَلپَک اِولیزونُم

 چو ماهی در تِگ آکواریونُم

دمی غصه و غم از من چه دوره

یهو مثل آدور میره تو جونُم

دل شَلیده ام کُت کُت شد اِمرو

زتیر هجر تو پُت پُت شد اِمرو

...
(بقیه را در ادامه مطلب ببینید .)


خنجرت رو غلاف کن نازنینم

تموم هیکلم گُل مُت شد اِمرو

سر کوهی بلند شدم گرفتار

زچشمون خون ببارم از غم یار

غم دوری مادر کرده پیرم

 دلم میخواد که وَرگردُم به انار

عجب آب و هوایی داره انار

پسین دلگشایی داره انار

دم اُفتِو کوره حال میده قُلتِو

عجب پسته نابی داره انار

نویسم نامه ای از بی وفایی

ببندم بر پر مرغ هوایی

ببر مرغک به دست مادرم ده

بگو صد داد و بیداد از جدایی

الا ای پادشاه باعدالت

وِلم کن تا برم سوی ولایت

وِلم کن تا برم قومام ببینم

دعا گوی تو باشم تا قیامت

اگر روزی بِلُم پا تو ولایت

کنم این دل کِلاته رو راحت

بزنم کَل مِلَق دولَخ به پاشه

بِتُمبونُم دگر دیوار غربت



تاريخ : 1392/11/12 | 13:07 | نویسنده : سجاد شیخ پور |