تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
کسب درآمد از فروش فایل




پرستاری 89 علوم پزشکی جیرفت - خدای من



خدایا در چندمین شب آفرینش نامم را در شمار زندگان نوشتی،که هنوز تنم به رنگ دریاست و نفسم بوی گل سرخ می دهد؟

در چندمین روز آفرینش ،گل مرا سرشتی،که از آن روز تا کنون عاشق بوده ام و خواهم بود؟

خدایا!من با کدام کوه قدم بر زمین گذاشتم ؟با کدام گل روی ابرها افتادم؟ با کدام شعله ،دوزخ را شناختم و با کدام سیب و گندم از بهشت دور شدم؟

خدایا!وقتی تو را دیدم،دنیا آنقدر برایم کوچک شد که در گف دستم جای گرفت و ستاره ها یکی یکی در سطر های سپید دفترم نشستند.

خدایا میترسم روزی نقاب را از چهره ام برداری و مرا آنگونه که هستم به دیگران نشان دهی و آنگاه نقاب بزرگ از روی جهان کنار بزنی و پنجره ها را برای همیشه ببندی.

خدایا!میترسم روزی حتی روزنه ای برای دیدن تو باقی نماند و سیلاب گناهانم همه ی چمنزارها و باغ ها را با خود ببرد و هیچ گلی در شوره زار زندگی ام نروید .

خدایا به من بگو چگونه از باد مشرق سبقت بگیرم و بر بال کبوترانی که بر قله قاف نشسته اند دست بکشم ،
به من بگو چگونه از دانه های برف و باران گردنبندی برای فرشتگان بسازم.

خدایا!هم فرشتگان و هم شیطان هر روز به سراغم می آیند،کمک کن قلب فرشتگانت را لمس کنم و با نام تو شیطان را تا هزار کهکشان دور تر از تو برانم!
خدایا!نمی خواهم سرد و خاموش زندگی کنم ،اما مگذار رویاها و آرزوهایم آنقدر بزرگ شوند که در دنیا و کائنات جایی نگیرند.



تاريخ : 1391/10/1 | 11:55 | نویسنده : سجاد شیخ پور |